تبليغاتX

مداد ِ رنگي
__در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد...
 paintful!

قرمز آبی سبز زرد...

این همه رنگ قشنگ

سهم من چه رنگیه؟

سیاه!

خیلی سعی کردم مدادم رنگی باشه

اما نمیشه!

این روزگار نامرد نمی ذاره!

اونایی که چشم ندارن مداد رنگی تو دستام ببینن نمی ذارند

از کل زندگیم دلخوشیم به دفترمه و مدادم

دفتری که توش شعر می نویسم و مدادی که به امید رنگی شدنش زندگی می کنم

زندگیم روی دنده خلاص قرار گرفته

نه می تونم ترمز کنم نه می تونم دنده عقب برم!

فقط باید توی مسیر مستقیم از سپیده صبح تا بوق سگ برونم

و حواسم باشه که تو چاله چوله هایی که دیگران توی این مسیر برام درست می کنند نیوفتم

کاش می تونستم یه جورایی این ماشین رو نگه دارم!

شاید توقع زیادی باشه

اما چپ و راست کردن فرمون زندگیم که دست خودمه!

نیست؟

افسوس که این آزادی رو هم از من گرفتن

CAGE ...!

دیگه نه رنگی برام مونده نه امیدی

این پایین پر شده از سیاهی!

دلم می خواست از این سیاهی پر می کشیدم و می رفتم اون بالاها

اونجایی که بچه ها نقاشی هاشونو با مداد رنگی رنگ می کنند

ولی افسوس که بالهایم را ازم گرفتند

نه بالی برای پرواز دارم و نه توانی

چه کار میتونم بکنم؟

زندگی در نیستی؟

ولی من مرگ را ترجیح می دهم...!!!

die...!

سخن هفته:

                 برای آرزوهایی که میمیرند سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد...!


                       به روی کاغذ آوردمت با رنگی از مدادرنگی های زندگیم در ۱۸/۱/۱۳۸۶                       
 
پ ن :حدود یک هفته به تولد یک سالگی مداد ِ رنگي باقی مونده

اولش قصد داشتم وبلاگی کاملا متفاوت با اینی که الان می بینید درست کنم

 اما به این نتیجه رسیدم که دنیا مثل بک گراندم سیاهه و این ماییم که با نوشته هامون بهش

رنگ میدیم...اما کم کم خود منم سیاه شدم و رنگدانه های مدادم کم رنگ و کم رنگ تر شدند

امیدوارم وبلاگ خوبی رو به عرصه وجود رسونده باشم و بتونم با کمک شما با قدرت ادامه بدم

مدادهای زندگیتان رنگی

+ نوشته شده در شنبه 13 مرداد1386ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط پدرام زیبا کلام |
be carefull

وقتی گلدون خونمون شکست

پدرم گفت قسمت این بود...!

مادرم گفت حیف شد...!!

داداشم گفت کاش دو تا داشتیم...!!!

اما وقتی دل من شکست

هیچکس به فکرش نبود

هیچکس...!!!

broken my heart

سخن هفته:

                  کهنه فروش داد می زنه:سماور شکسته چراغ نفتی شکسته و ... می خرم

                  نا باورانه فریاد می زنم آهای نمکی!!!

                  قلب شکسته هم می خری...؟!!!

+ نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط پدرام زیبا کلام |